بانوی من

مادرم ای بانوی خسته روزگار...

نگرانیت برای من این خطوط را بر صورت همچو ماهت به ارمغان آورده....

مادرم صدای مهربانت را که از دعاهای کثیرت برای خوشبختیم لرزان شده

را آهنگ دلنشینی است در گوش دلم....

مادرم چشمان روشنت را که نگریستنت به راههای پرپیچ وخم آینده من 

  خسته و غم الوده کرده است را نوری در تاریکی میدانم....

مادرم پینه های دستانت برای سیرخوابیدن من بود را

نرمی گلبرگ گل سرخ است برای من....

خمودی کمرت را بارهای زندگی من به تو داده اند....

آه ای مادر اکنون که میبینم تکیه گاهم ؛ تنها پناهم، شمع و چراغم ،

ازفروغش کم شده و سوسو میزند......

چه کنم ای مادر....

توکه هستی همه چیزم خوب است...

مادرم برای بودنت در کنارم همچنان بجنگ....

نگذار در وسط راه تنها بمانم نگذار تمام غمهای دنیا

به طرفم هجوم بیاورند...

ای خدا من جلوه ی تورا از خودت میخواهم.....

من مادرم را از تو میخواهم.....(F&N)

 

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
مریم

مادر یعنی زندگی مادر یعنی عشق مادر یعنی مهر مادر یعنی اون فرشته ای که با اشکت ، اشک میریزه با خنده هات می خنده مادر یعنی همه زندگی ...

s

مامان بهتر شد عزیزم؟