وحشی بافقی

امروز استاد ادبیاتمون این شعرو خوندو من شیفته اون شدم
شماهم با این شعر حال کنید:
ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم،بریدیم


دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم


رم دادن صید خود از آغاز غلط بود
حالا که رماندی و رمیدیم،رمیدیم


نام تو که باغ اِرَم و روضه خلد است
انگار که دیدیم ندیدیم،ندیدیم


صد باغ بهار است و صلای گل و گلشن
گر میوه یک باغ نچیدیم،نچیدیم

سر تا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل
هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم

وحشی سبب دوری و این قسم سخنها
آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم
وحشی بافقی

loading...
/ 3 نظر / 9 بازدید
حمیدرضا

به به سلااااااام میبینم که ارزو خانمه ما آپ شدن. خوبی خانم؟ الان یه دنیا اپم تشریف بیییییییییییار

حمیدرضا

سلاااااااااام عزییییییییییییییزم آپم حتما بیا نظرت برام مهمه

s

واقعا خیلی قشنگ بود آجییییییییییییییی[ماچ]